زن: مقاومت و ستیز
تقریبا
سه دهه
است که
از
حاکمیت
مطلق
حجاب
میگذرد.
پاسداران
حجاب
فقاهتی،
مقررات
حجاب را
بدون
چون
وچرا و
کمترین
چشمپوشی
اجرا
میکنند.
در
جستجوی
بد حجاب
بهر
سوراخی
سرمیکشند
و
هرمکانی
را
بازدید
و بررسی
میکنند.
نه در پی
جنایتکارند
و نه در
پی
سرکوب
ارازل و
اوباشند.
در رژیم
فقاهتی
در وحله
اول ،
حفظ
حجاب
است که
ضرورت
دارد.
پاسداران
حجاب
فقاهتی
تا
دندان
مسلح
اندو
ترس و
وحشت
میآفرینند
تا مردم
را ار
ارتکاب
بگناه
بازدارند.
تا نگاه
انسانی
را در
کنترل
خودگیرند
که
مردان
را از
انحراف
و
گمراهی
نجات
داده و
رستگار
وپرهیزکار
کنند.
پاسداران
جچاب
فقاهتی
با
نظاره
اسکناسی
پشیز از
بزرگترین
تخلقات
حاضر
بچشم
پوشی
اند،
اما
هرگر
حاضر به
نادیده
گرفتن
ناچیزترین
تخلف از
مقررات
و قواعد
غیر
قانونی
حجاب
نیستند.
دست خود
را به هر
گناهی
آلوده
میکنند
، رشوه
میگیرند،
دزدی
میکنند،
هتک
حرمت
میکنند
و به حق و
حقوق
انسانها
تجاوز
میکنند،
اما
تخلف از
مقررات
حجاب را
هرگز
نمیبخشند،
هر چند
که
مقدار
باج و
رشوه هم
هنگفت و
چشمگیر
باشد.
کوچکترین
حرکتی
در نفی
حجاب
بشدیدترین
حد ممکن
سرکوب
میشود،
گوئی که
نفی
حجاب
نفی
رژیم
است.
برای
نیل به
هدف
مقدس
برقراری
خیر و صواب
یعنی
برپائی
یک
جامعه
فقاهتیروزی
نیست که هزاران زن در معابر عمومی
بجرم تخلف از مقررات حجاب دستگیر
نشوند، سپس مورد بازجوئی و
بازخواهی قرار نگیرند، تنبیه و
مجازاتت و شکنجه نشوند. آنها را تحقیر
روانی و جسمی نموده و بر روح و
جسمشان صدمات جبران ناپذیر وارد
میکنند.
مقررات
و قواعد حجاب که چنین سخت و و سیع و
بیرحمانه بر جامعه تحمیل
میگردد، حتی در مجلس
قانونگذاری فقاهتی، مورد شور و
مذاگره قرارنکرفته و به تصویب نیز
نرسیده است. در نتیجه فاقد هرگونه
وجهه قانونی است. تاکنون قانونی
مبنی بر تعریف حجاب و مرزها و
محدوده های غیر قابل عبور آن
حتی بصورت بخشنامه هم اعلام نشده است.
هرگز قانون عامی در باره میزان
افشای موی سر زنان و یا اندازه
روسری و روپوش ودامن وانواع پوشش
زنانه بتصویت مجلس شورای
فقاهتی نرسیده است. تعین
میزان کمیت و کیفیت افشای
موی سر و پوشش مناسب بسته نه بقضاوت
قاضی در دادگاه، بلکه به تشخیص و
فتوای آن موجود زمخت و خشن، پاسدار
مسلح بسته است ، پاسدار چرک صورت و چرک
طینتی که وظیفه مقدسش
پاسداری و حفظ و اجری مقررات حجاب
است. باینترتیب پاسداران جچاب
فقاهتی بنام دفاع از عفت و
پاکدامنی بعفت و عزت و شرف مردم
توهین میکنند و زنان را از
ابتدائی ترین حقوق انسانی خود
محروم میکنند.
در
نظام فقاهتی نه تنها آزادی در پوشش
جرمی قابل مجازات است بلکه آزادی
معاشرت زنان ومردان بالغ با
یکدیگرنیز. جدائی آنها مطلق
است (البته هرجا که بتوانند، مثل کنار
دریا و یا در اتوبوسها). در پی
کارت شناسائی مظنونین را مورد
جستجوی بدنی قرار میدهند. آنها
را خوار و تحقیر میکنند، بجرم
روابط نامشروع وحرام دستگیر و سپس
مجبور بازدواج میکنند.
علیرغم
سختگیریها، خشونتها،
دستگیریها، تنبیه و مجازات و
شکنجه، زنان مقررات حجاب را شکسته و
پیوسته زیر پا گذارده اند. رودر
روئی زنان با پاسداران حجاب
فقاهتی امریست
روزانه، مقررات در برابر اجرای
مقررات حجاب، بخش عمده ای از زندگی
روزانه زنان است. تجهیز و بسیج
دائمی نیروهای امنیتی در
سرتاسر کشور در جهت یافتن بدحجاب
تنها میتواند دلیل بر وحود چنین
مقاومتی پی گیر باشد. عملا حجاب
نتوانسته است آزادی خودآرائی را
از زنان سلب کند و در امر سرکوب آزادی
نگاه و آزادی معاشرت و آمیرش
بین زنان و مردان شکست خوده است. در
پنهان کردن زیبائیها حجاب
کمترین موفقیت را داشته است. حجاب
مرسوم امروز آن حجابی نیست که نظام
فقاهتی در ابتدا در نظر داشت. آنها
همچنان چادر و مقنعه را ترجیح
میدهند. زنانی که در استخدام نظام
هستند چاره ای جز اطاعت ندارند. در
پنهان ساختن زیبائیها حجاب
نتیجه ای وارونه داشته است. در عوض
پوشاندن زیبائیها حجاب پوشنده
زشتیها شده است. حجاب به پناهگاهی
مطمئن برای رژیم فقاهتی
تبدیل شده است،پوشنده
بیکفایتیها، سرکوبگریها و
تحاوزات. هرگاه رژیم فقاهتی خود را
با بن بستهای اقصادی و بحرانهای
سیاسی روبرو میبیند و
اختلاقات و تضادهای درونی بالا
میگیرد و احساس خطر میکند،
نیروهای امنیتی خود را
بسیج و
تجهیز نموده روانه خیابانها و
معابر عمومی میکند و بنام حفظ
مقررات حجاب زنان را هرچه بیشتر مورد
اذیت وآزار و بیحرمتی قرار
میدهند و برتعداد دستگیریها
میافزایند. اما بمحض خستگی و
کوفتکی نیروهای امنیتی،
یکبار دیگر زنان مرزهای نا
معین خودآرائی و پوشش و معاشرت را
میشکنند.
نیروهای
انتظامی رژیم روزانه با توسل
بخشونت و قهر نگاه بیکدیگر را در
شهرها سرکوب وآزادی معاشرت را منکوب
میکنند. اما جوانان بکوهستانها پناه
میبرند. نه اینکه پاسداران ججاب
فقاهتی، از تعغیب عشاق و دلدادگان
جوان در پیچ و خمها و بر سر قلله کوهها
و کوجه باغهای دروافتاده دست بر
میدارند. خیر، پاشداران با تیغ
و تازیانه و اربده های مستانه قدرت
بهر سوراخی سرمیکشند که آن جذبه و
کشش طبیعی بین مردان و زنان را
در نطفه خفه سازند.
در
تحت حکومت حجاب و علیرغم تمرکز
نیروهای قهرآمیز در حفظ و حراست
آن تجارت کالای جسمانی رونق
فراوان یافته است. دروازه نو ها و
ناحیه های سرخ و آتشین را در
شهرها ویران کرده اند اما دروازه
هزاران هزار خانه خصوصی مجهز بوسائل
مدرن ارتباطاتی را برای تجارت لذت
و شهوت گشوده اند. در مطبوعات رژیم
فقاهتی تنها یک قلم از اخبار دروغ
وکذب نیست و آنهم گزارش کشف و
دستگیری باندهای وسیع
سوداگران کالای لذب و شهوت است.
چندی پیش بازار این کالا چنان
رونق گرفته بود که رژیم فقاهتی اشد
مجازات اعدام را برای تجار محکوم،
بتصویب مجلس اختصاصی خویش
رساند. قانونگزاری از این نوع
بیانگر محرومیتی است که رژیم
بر جامعه تحمیل میکند. با سرکوب
آنچه طبیعی، اخلاقی و انسانی
است، رژیم فقاهتی آنچه را که
غیر طبیعی ، غیر اخلاقی و
غیر انسانی است رشد داده است.
بازار فساد و فحشا بدلیل افزایش
فقر و تنگدستی اقتصادی، رونق
وگسترش یافته است. اما چون در نهان و
در پناه حجاب صورت میگیرد فقیه
وجودش را انکار میکند. نه دزدی است
و فریبکاری ونه باجگیری نه
نگاهها ومعاشرتهای حرامی.
رژیم
فقاهتی بسوی انحطاط روان است. اما
در آن تصور که در سوی رستگاری و
پرهیزکاریست. چیزی که سلطه و
حاکمیت حجاب ببار آورده است انحطاط
است نه رستگاری. انحطاط است و دو
روئی و فریبکاری نه تقوی و
پرهیزکاری. حجاب نهایت ظاهر
بینی و سطحی نگریست. سمبل
دوروئی و ریاگاری فقاهت است.
وسیله ایست در دست ناپاکترینها
برای تجاوز بحق و حقوق طبیعی و
انسانی مردم ایران. حجاب سرچشمه
فساد و فحشاست.
باین دلیل است که محکوم بفنا و
نابودیست.