رمضان:
"ضیافت آزادی"*
یا
اسارت و بندگی
ماه
رمضان ماهی ست بی شباهت به هرماه
دیگر درسال. در این ماه مسلمان
باید خود را دربست بدین بسپارد.
دیگر کافی نیست که روزانه در
پنیج مقطع زمانی، هر چه در دست
دارد رها کند و بشتابد بسوی وضو و
طهارت و افکند خود را بخاک
و بستاید و حمد رب العالمین گوید
با رعایت جزیی ترین آداب
و مقررات( بعنوان مثال: اگر یکی از
شصت پاها با زمین تماس کافی بر
قرار نکند، ممکن است سجده بندگی ات را
خداوند نپذیرد). دیگر کافی
نیست که نشان دهد که در دل از او واهمه
و هراس دارد و
بسر، آگاهی بقدرت
نامتناهی ذات الهی؛
که او مالک بهشت
است و دوزخ؛ که
او حاکم است بر این دنیا و نیز
آن دنیای دیگر. این البته
وظیفه ایست روزانه برای یک
مسلمان دیندار. خداوند
دیگر
باین رضا نیست در ماه رمضان.
باید امتناع از خوردن و نوشیدن کند
آنکه مسلمان است و دیندار، از صبح
سحرگاهی تا غروب آفتاب. بپا
خیزید در نیمه های شب. بار
گیرد با چشمانی آلوده بخواب
برای آمادکی بمنظور گذ ران
فردایی پر
مشقت و طولانی. بیافزاید
قدری بیشتر بر آنچه هنوزدرگلو
دارد از تنولات در افطار پیشین.
سپس بخواب نازنین بازگردد. نه نگران
کار و امرار معاش باید باشد و نه در
گیرعلائق مادی و دنیوی. در
این ماه باید که از خواهشها و
تمناهای درونی نیز درگذرد
وخدای یگانه را محور هستی
روزانه قرار دهد.
در
سختی و شدت این حکم الهی
نباید شک و تردید بخود راه داد.
مسلمان با رضایت خاطر باید
بسختی و درد
و رنج در ماه رمضان تن
در دهد و از حمد و ستایش
باریتعالی لحظه ای غاقل نباشد
تا خدا از او راضی و خشنود باشد.
آقای
محمد خباز در تریبون اصلاح طلبان،
روزنامه اعتماد ملی، ماه رمضان را تحفه
ای اعلام میدادر پراز برکت و
رحمت و مغفرت الهی. و از پیامبر
نقل میکند که در موعظه خویش
بمناسبت ماه
رمضان بامت خویش خبر رسانده است که
خداوند در ماه رمضان درب بهشت را گشوده
نگاه می دارد و درب جهنم را بسته . در
این ماه مسلمان میتواند با اعمال و
رفتار نیک بدان راه یابد و یا با
ارتکاب به شر، درب رحمت الهی را بر
روی خود ببندد.
او از پیامبر نقل میکند که
تاکید نموده است که:
به
تحقيق شقيترين و بدبختترين مردم كسي
است كه در اين ماه از آمرزش الهي محروم
گردد. گرسنگی و تشنگی در این ماه
یاد آور گرسنگی و تشنگی روز سخت
قیامت باشد
(اعتماد
ملی،22/6/1386)
آری
برکت و رحمت و مغفرت را رب العالمین
اهدا میکند، اما باید بدانی که
آگر نخواهی از آن بهره ور شوی به
شقی ترین و بدبخترین مردم
پیوسته ای. آیا میتوان آمرزش
خدا را نپذیرفت؟ اگر امروز تاب و تحمل
درد و رنج را نداری، چگونه
میتوانی تاب دشواریها و
محنتهای روز قیامت را آوری؟
چگونه میتوانی خود را در معرض خشم
و خشونت خدای قادر و دانا قرار دهی؟
کیست که آرزومند شقی بودن و
بدبختی ست؟ میتوان یکماه را بر
خود سخت گیری تا خدا وند توانا در
دفتر خود ثبت نموده و در روز حسابرسی
شاید که از بار
گناهان بندگانش کاسته شود. مضاف بر
این رمضان ماهی که
در آن خداوند رحمان است و رحیم،
ماهی که خداوند کرامتش را به بندگانش
بارزانی و با عطوفت اهدا میکند در
عین حال ماهی ست که ترا آماده سازد
از برای روز قیامت، روزی که
خداوند دفتر اعمال ترا میگشاید،
روزیکه تحملش بسیار رنجبارتر و
درد انگیز تر است از آنچه در این
دنیا تجربه کنی.
مسلم
است که هیچ عمل و رفتار نیکی
نتوانی، اگر امتناع از خوردن و
نوشیدن نکنی، طهارت و وضو
نگیری و خود را گرسنه و تشته نگاه
نداری. یازده ماه دستگیری از
گرسنگان و فقیر وفقرا کن، اما در ماه
رمضان از روزه داری و ستایشگری،
از سینه زدن و گریه زاری اجتناب
ورز. این عملی ست که با آن بدون
تردید درب جهنم را در برابر خود گشوده
ای. یعنی راه شقاوت و بدبختی
را برگزیده ای.
اگر، بعکس در ماه رمضان کنی و
گویی، برخیزی و بخسبی،
بنوشی و تناول کنی طبق احکام و
اوامر الهی و بسجده های طولانی
ادامه دهی ، به بهشت الهی دست
یابی و عروس زیبای زندگی
ابدی در نعمت و فراوانی را بدست
آوری. اینست برکت ورحمت و مغفرت
الهی، در اذای تسلیم و اطاعت،
فرمانبری و فرمانبرداری.
در
دنباله این روایت آمده است که
پیامبر خطاب به پیروانش
میگوید که:
ايها
الناس؛ به درستي جانهاي شما در گرو
اعمال شماست. پس
با استغفار جانهاي خود را آزاد
سازید. پشت سنگین شده از گناه را با
سجده های طولانی سبک کنید(اعتماد
ملی،22/6/1386) .
نمیتوان
بقصد و نیت خداوند کمترین شک و
تردیدی داشت، نجات و رستگاری با
اعمال انسان در رابطه مستقیم با
یکدیگرند.
بار گناهی که بر پشت انسان
سنگینی میکند نتیجه اعمال
اوست. این بار را سبکتر خواهی کرد
اگر تن به تسلیم و اطاعت دهی و با
طلب مغفرت و عجز و لابه و توبه "جان
خود را آزاد" سازی. بی دلیل
نیست که آقای
سید محمد سعید مدنی در سرمقاله
تریبون ولایت فقیه، روزنامه
کیهان، ماه رمضان را " ضیافت
آزادی" می خواند. وی
مفاهیم انسان و انسانیت و آزادی
را با احکام رمضان پیوند میزند و
میگوید که رمضان ماهی است که
باید بحنگ و مبارزه با دو دشمن
بپردازی: بیرونی و درونی.
مبارزه با دومی که دشمنی خطرناکتر
از دشمن بیرونی ست بسیار
دشوارتر است. زیرا که این دشمن
درونی است که عامل اصلی اعمال گناه
آلوده ایست که انسان مرتکب میشود.
آقای
مدنی که خود دینداریست حرفه
ای، در معرفی دشمن درونی از
امام علی نقل میکند که گفته است: "
اعدی عدوک نفسک التی بین جنبک"
و بترجمه نگارنده سرمقاله، "
دشمن تر از نفس تو علیه تو وجود ندارد
، نفسی که نه در بیرون بلکه درون-
میان دو پهلوی تو- قرار دارد"
(کیهان،
13 سپتامبر 2007
اگر
چه کشتار نفس، دعوتی ست به تسلیم و
اطاعت در برابر اوامر و احکام الهی و
نیستی و نابودی خویش،
آقای مدنی سرمقاله نویس
تریبون اصولگرایان پیرو
ولایت فقیه، خوانشی دیگر
دارد از این روایت: بر آنست که
رمضان دعوتی ست "بآزادی و
آزادگی. بعبارت دیگر، رمضان
ماهی ست که انسان مختار شده است و
آزادی یابد اگر به
کشتار نفس خویش برخیزد. چرا که
نفسی که در درون ، میان دو
پهلموی انسان میزید، دشمنی
ست که به
نابودی کشاند انسانرا. گمراهش نموده،
وادارش سازد که همه حقایق مطلق را کذ
ب و واهی پنداشته، دل به لذایذ
مادی و
دنیوی بسته و خود را در چنگال شهوت
شکم و شهوت جاه ومال اسیر و بنده سازد.
انسان زمانی میتواند وارد در
قلمرو آزادی و انسانیت شود که
نفی و انکار نفس خویش کند،
یعنی شیطان غرایز و شهوات را
از درون خویش براند. بزبان ساده
تری، انسان باید خود را به
حقیرترین موجودات روی زمین
تقلیل دهد تا
بدینترتیب بخالقش بزرگی و عظمت
و موجودیت و هستی دهد. چگونه ممکن
است که انسان باشی و آزاده زی ای،
اگر گرفتار نفس خویش شوی؟ مگر
میتوانی لحظه
ای اندیشه رب العالمین را از
خاطر خود بزدایی و گوش فرا دهی
بآوای وسوسه انگیز نفس؟
خداوند ناظر بر
کوچکترین تمایلات درونی
آدمی ست. او آگاه بر مکنونات ضمیر
انسانی ست. به ثبت رساند در دفتر
وکتاب خویش، اعمال و رفتار انسان را
که در قیامت و یا روز حسابرسی،
بکار گیرد. البته که باید پاسخگو
باشی؛ که
چرا گرفتار تن
و خواسته های تن شده ای؟ بچه
دلیل بغرایز و شهوات خود گردن
نهاده ای؟ امام علی گوید این
نفس را باید کشت، چونکه فریبکار
است و ریاکار. از تسلیم و اطاعت به
ذات الهی بازت میدارد. نسبت
بحقایق و احکام نهائی و الهی
بی اعتنا و بی باورت میسازد.
بنا بر استدلال آقای مدنی، نفسی
که مخلوق را از خالق جدا و مستقل و رها از
رهنمودها و هدایت های مقدس
آسمانی سازد، دشمن انسانیت است و
آزادی وآزادگی. اسارت در چنگال
غرایز درونی، شکی نیست که تن
دادن بشیطان است و عملی
شیطانی.
البته
تحت حکومت دین، این انسان که
اسیر نفس خود گردیده است جویا
شود و سوال کند که اگر شهوت و شکم آنقدر
گمراه کننده، شیطانی و بد و شر است
چرا آفریدگار آنها را آفرید و در
نهاد انسان قرار داد، تردید نباید
داشت که بدار مجازات آویخته خواهد شد.
آیا این
انسان است که نادان است و کودکانه
میاندیشد و یا "رب
العالمین"، ارباب حاکم بردو جهان
بیرون و درون و بهشت ودوزخ ؟ آیا
نباید به هوش و ذکاوت این حاکم
تردید کرد؟ اگر انسان تهی از
غرایز و شهوات مورد پسند است چرا
خداوند چنین انسانی را
نیافرید؟ این چه خدایی ست
که غرایز و شهوات را در نهاد انسان
قرار داده و آنگاه احکام و دستوراتی
صادر نموده که آنها را مهار ساخته، در
درون خود نیست و نابود سازی؟ منظور
خدا از این بازی چیست؟ آیا
غرض آن است که انسان را از بند غرایز و
شهوات رها نموده و آزاد سازد تا خود او
را باسارت و
بندگی کشاند؟ این
آن سوالی نیست که اندیشه
دیندار را بخود مشغول سازد.
اصولگرای
نامبرده در ادامه گفتار خویش در باره
رمضان و یا "ضیافت آزادی"،
آموزه های دینی در باره ماه
رمضان را کلیت بیشتری بخشیده
و در آموزه زیر خلاصه نموده و
میگوید که:
در
واقع لب کلام کتاب آسمانی و چکیده
آموزه های نبوی خلاصه
توصیه های معصومین (علیهم
الاسلام) برای انسان و خطاب به او
این است که : آزاد شو آزاد
شود تا بعنوان یک موجود خود مختار
و صاحب اراده و دارای قدرت انتخاب،
درست تصمیم بگیرد و بهترین راه
را انتخاب کند"( کیهان،
13
سپتامبر 2007
کیست
که ادعا کند که آزادی یک مفهوم و
نهادی ست بیگانه و در خصومت با
دین؟ کیست که دعوی آن دارد
دین حق گزینش و خود مختاری را از
انسان سلب کند؟ اما مشکل آنجاست که در
دین انسان آزاد است که بهترین راه
را برگزیند و درست تصمیم بگیرد؟
مسلم است که انسان آزاد نیست که خود
را بغرایز طبیعی و انسانی
بسپرد. آزاد نیست که به تن و
نیازهای تن بپردازد. آزاد نیست
که بانحراف برود و به تجربه نیک را از
شر جدا سازد. آزاد نیست که بجوید و
بیافریند خود و دنیای خود را.
آزادی در تسلیم و اطاعت مطلق و
گردن نهادن بامتناعها
و ممنوعیتهای وضع شده در کتاب
الهی ست و تن
دادن بسختی و گرسنگی و تشنگی .
انسان آزاد است که شب
و روز را وقف حمد و ستایش ارباب دو
جهان گوید و به انکار نفس خود
نشیند. از تمام آن چیزها که تن لذت
برد و قرین خوشی و سعادت کند،
انسان خود را باید محروم سازد. این
آیا براستی آزادی ست و یا
اسارت و بندگی و یا حقارت و
خواری.
نویسنده
کیهان به تبلیغ و ترویج نظام
فرمانروایی و فرمانبرداری
می پردازد اما در باره آزادی
بعنوان خصلت انسانی سخن
فرساییها میکند. او آزادی و
انسانیت را در گرو اجرای بدون چون
و چرای اوامر و احکامی میداند
که خداوند برای هدایت و نجات
بشر، در ماه رمضان صادر نموده است.
بعبارت دیگر، رمضان ماهی ست که
دیندار باید هرچه بیشتر باوامر
الهی گردن نهد و براهی که برای
او از پیش برگزیده شده است، همان
راهی که بسوی آن قرآن هدایتش
میکند گام نهد تا بآزدای و
انسانیت دست یابد. چنین کنی
زمانیکه "صاحب اراده و قدرت
انتخابی" در آنزمان است که
بهترین راهها یعنی راه تسلیم
و اطاعت را برگزینی و حکومت دین
را بر سراسر جهان مستقر سازی،
اینست ضیافت آزادی.
اگر
فرمانبری و فرمانبرداری شرط لازم
آن است که انسان باشی و آزاد زی
ای، بدرستی روشن نیست
که چیست مفاهیم و نهاد های
اسارت و بندگی در نظر آقای
اصولگرای پیرو
ولایت فقیه؟ اما کجاست آن شاهد و
مدرک که اگر گردن بر احکام الهی
نهی بر هیچ حکم دیگری گردن
ننهی. که سائیدن پیشانی
خود در سجده های طولانی بخاک و
تسبیح لاینقطع ارباب دو جهان،
انسان را لزوما ظلم ستیز سازد وعادل و
دادگر؟
هزاران
سال است که رمضان تکرار شده است و
بسیاری خود را در این ماه دربست
بدین سپرده اند. توانمندان چه طعامها
که به مسکینان و مستمندان نخورانند.
در این ماه دشمنی و عداوت کنار
گذاشته میشود، فقیر و غنی کنار
هم نشینند از یک سفره تناول کنند.
در رمضان نه تنها غنی و فقیر بوحدت
رسند، بلکه
ظالم ومظلوم، ستمگر و ستمدیده. در
این ماه چه حاجتها که از خدا نخواهند.
در این ماه خداوند چه عجز ولابه ها که
نشنود. اما
مسلمانان بلحاظ حقوق فردی و
اجتماعی از محرومترین مردمان
روی زمین اند. نظام فرمانبری و
فرمانبرداری بر اساس قهر و قدرت،
سرکوب و دیکتاتوری، یکی از
برجسته ترین وجوه جوامعی است که
مردم آن اکثرا مسلمان اند و اکثرا در ماه
رمضان فرمانبرداران خوبی هستند.
آیا این بدان دلیل نیست که
مسلمان به خواری و حقارت خود خو گرفته
است و بخود به چیزی بیش از یک
فرمانبردار مطیع و سربزیر ننگرد؟ آیا
این بدان دلیل نیست که مسلمان
بمنظور آنکه خدای خود را بزرکترین
و قادرترین سازد بالاجبار خود را
باید خوار و حقیر سازد، خود را
اسیر و عاجز سازد؟ نفس انسانی
خویش را نابود سازد که بآفریننده
خویش هستی دهد. آیا این
نیست جوهر نیست انگاری، که
باید نفس خود را نفی و انکار و
نابود سازی تا هستی یابی؟
اندوه در آنست که مسلمان اگر سر بشورش هم
بر دارد، در دفاع از نظام فرمانروائی
است و فرمانبرداری. صد بار اندوه
بارتر آنکه فریفته خدائی ست که او
را کودکی
فرض میکند که نا دان است و تا ابد
نادان باقی خواهد ماند. کودکی که
سری پر شور دارد، پراز هوی و هوس و
پیوسته در پیش گیرد راه
گنهکاری و گمراهی و آلودگی.
خداوندی که او را مورد ارعاب
وتهدید قرار میدهد، به تکرار
هشدارش دهد از خشم و غضب و انتقام خداوند
بترس، هراس او را در دل نگاه دار.
وای اگر در راهی گام نهی که
در مسیر ذات الهی نباشد، اگر
نافرمانی کنی، اگر نه گویی و
سرپیچی کنی، عذاب و شکنجه،
بارها مردن و زنده شدن در ذلت و خواری
عقوبتی ست دوزخی که در انتظارت است.
بعکس پاداشت دهد اگر فرمانبری، اگر
گویی و کنی آنجه که او مقرر
داشته است. مسلمان زمانی بانسانیت
و آزادی دست می یابد که خاموش و
نابود سازد آنچه در او انسانی ست.
چنین انسانی گردد آماده
پذیرایی هر ظلم و ستمی
بآسانی. انسانی که باحکام مطلق و
نهایی تن میدهد و روزانه
باید در اندیشه بار گناهانی
باشد که بآن دینا انتقال خواهد داد،
انسانیست فرمانبردار و بی خبر است
از آنچه انسانیست. انسانی که خود
را اسیر ارزشهای کهنه و پوسیده
می کند، غریزه ارزیابی،
غریزه حقیقت جوئی در انسان را
میکشد. مسلمانی که باید باور
آورد به غایت و حقیقت نهائی که
در کتاب قران نوشته شده است، چه
نیازی دارد بکتاب دیگر؟ چه
نیازی دارد که در پی غایتی
باشد انسانی: چکونه میتواند
اندیشه بکند بآزادی، وقتی
آزادی میشود روزه خواری، اسارت
در چنگال تن: شکم و شهوت، لهب و لعب و
بی بند و باری؟ کسی که آری
گویی در نهادش گذارده شده است از
نه گویی عاجز است و نا توان. او
دچار شرم و عذاب شیطان شود اگر
اندیشه نه گویی بسرش افتاد.
تجربه نشان میدهد هر جا که دین
دارای اقتدار بوده است، سرکوب و
تنبیه و مجازات نه گوئی بسیار
سنگین تر و خشن تربوده است. در حکومت
دین است که هرگونه نمادی از نه
گویی با عکس العمل پاسداران دین
روبرو گردد. مسلم است که جامعه ایکه
نیازمند ارشاد است آنهم از طریق
قهر و خشونت و یا ترس و وحشت از سوختن
در دوزخ، به بدترین نوع ظلم و
ستمگری تن دهد بی آنکه خمی
بابروی خود بیاورد. برای
اینگونه مسلمانان است که ماه رمضان
ماه ضیافت آزادی ست، نه تداوم
اسارت و بندگی. اینست حرف
روشنایی.
*عنوان
سرمقاله کیهان اسد در 13 سپتامبر 2007.