ظهور

امام چهاردهم

 
شايد عجيب و غريب بشمار آيد. امام چهاردهم چه صيغه ایست. هنوز در انتظار دوازدهمين هستيم. چنانکه فرسوده ايم از باز نگاهداری آغوش خويش برای ظهور مبارکش. اما نادانان بعلم امام شناسی چنين اظهار کنند. چرا که بر طبق روايات، امام زنده است. در ميان ماست. او آسمانی است اما در زمين، در بين ما زندگی ميکند. هنوز در این دنيا بعداز صدها سال میزید. اگر قرار بود که امروز ظاهر شود او مردی بود هزار و دويست ساله و یا بیشتر. بنابراين چون امام هست و داری وجود است هستی ندارد مگر در جائی باشد. و آن مکان تنها ميتواند قالب و یا جسم انساني باشد. باين معنا امام پیوسته در قالب شخص ثالثی زيسته است و ميزيد. اما خود را شناسائی نکند. یا بزبان دیگری نقاب از چهره خویش بر نداردو یا بعبارت فقهی تقییه گزیند. چون در قيامت است که او ظهور کند. پس بايد که در انتظار بود تا روز قيامت. روز دادخواهی و عدالت گستری، حسابرسیها و محکومیتها و مجازتها. در آن روز موعود صاحب زمان چنان شمشير زند که از خون در يائی سازد. بعضی گويند تا خون بزير رکابش آيد.
اما تا آنزمان يعنی فرارسيدن قيامت، امام نشانه هائی از خود بروز دهد و هرازگاهی در قالب يکی از پيروان مؤمن خود در آید که در تقوای و پرهيزکاری بی همتا باشد. در اين عمر کوتاه ما، يکبار خود را در قالب امام خمينی بظهور رسانده است. و اخيرا هم در قالب رئيس جمهور تبلور يافته است. پس بحق آقای خمینی امام سیزدهم است و آقای احمدی نژاد چهاردهمین.
اين استدلالی است استوار بر علم و منطق امام شناسی. اگر شناختی داشته باشی از صفات يگانه و الهی امام، هرکس بدين لحاظ بامام نزديکترين بود امام نام گيرد .
از صفات برجسته امام است : معصوم و مظلوم . نه گناه تحمل پذيرد نه گناهکاری نه طافت ظلم دارد وستمکاری . امام قیام کندو شورد بر نظام جور و تبهکاری. اينان صفاتی نيستند موجود در هر شخص عادی. در مقايسه تنها امام خمينی بود در بر دارنده اين صفات. اول آنکه معصوم بود. آيا هرگز کسی شنيده است از آقای خمينی خطائی سرزده باشد و يا مرتکب گناهی، دروغی گفته و یا خیانتی کرده باشد؟ او پاک و مطهر بود و نآلوده بکوچکترين گناهی و خطائی. درست است دستش قدری آلوده بخون است. ولی اگر او خونی ريخته است در راه تحصيل رضای خدا ريخته است. خون در راه گسترش عدالت ريخته است. اين يک امر الهی است که تنها در يد توانائی امام است. از خصال بارز امان است که باقدرتهای شيطانی دنياپرست در ميافتند، مظلوم شوند و گاهی شربت شهادت هم نوشند. خمينی نيز در تمام دوران زندگی اش بر تاج و تخت و بارگاه شاهنشاهی شوريد و پس از آن در راه برپائی نظام اسلامی از جداکردن هيچ سری از بدن دريغ نداشت. پنجه درپنجه ابر قدرت آمريکا انداخت و پنجاه و چند نفر از آنانرا ، بیش از یکسال بگروگان گرفت ، پوزه اش را بخاک مالید و درسی عبرت آمیز باو آموخت . مخالفين نظام اسلامی را سرکوب وقلع و قمع کرد و سکوت را برقرار ساخت. هشت سال در راه تسخير قدس از طريق کربلا با صدام شيطان جنگيد. در اين جنگ صدها هزار نفر بخاک و خون نشسته، بهلاکت رسيدند. کيست که توانائی آن دارد که بگويد اينهمه از کسي بجز امام برآيد؟ تنها آقای خمينی بود که قالبی داشت ارزنده حلول روح امام. البته بايد گفت که يکی از خصال برجسته امام آنستکه او موجودی نيست مردنی و فانی. چون دارای "عصمت آسمانی"ست-یکی از صفات پیامبری که بارث رسیده است بخانواده رسول اسلامی و ادامه یافته است در امامت تا قیامت. لذا امام موجوديست الهی و هرگز نمردنی. همه امامها هرسال بشهادت ميرسند. شيون و زاری سرزمين اسلامی را چنان برداردکه گوئی که در لحظات کنونی است که خونش ريخته شده است. اينستکه امام خمينی نيز مانند همه امامان ديگر دارای حياتیست ابدی. هم ضريح داردو هم معجزه
اگر با دقت بنگری، در یابی که آقای رئيس جمهور نيز علائمی ازخود بروز دهد که حاکی از آنستکه امام زمان جسم او را برای حلول مجدد انتخاب کرده است.
اول آنکه آقای احمدی نژاد مرديست معصوم. آيا هرگز کسی شنيده است که خطائی از ايشان سرزده باشد؟ بديهی است که امام او را قبل از زايش برگزيده بوده است. معصوم بدنیا آمده است و معصوم زندگی کرده است ، و درد و مشقتی فراوان هم تحمل کرده است. چهره مطهرش سرشار از مظلومیت است. امام زمان که تنها در زمان حال موجوديت ندارد که او در آينده هم هست. و او در آقای احمدی نژاد هنگامیکه نطفه اش در رحم مادر بسته میشد حلول کرده است. اما چرا احمدی نژاد، و نه ولی فقيه، آيت اله خامنه ای برگزيده نشده است، ممکن است بعضی جوياشوند. روشن است که ولی فقيه بر بارگاه قدرت نشسته و حکمرانی کند. بهمين دليل نه ميتواند معصوم باشد و نه مظلوم. نيز نشانه هائی از ظلم و جور و عدم لیاقت و کفایت از خود بروز داده است. البته امام احمدی نژاد مستقيما با ولی فقيه بعنوان حاکم جبار و خونخواری که شوریدن بر وی را واجب سازد، درگير نشده است. اما برآنستکه نظام بفسادگرائيده است. طبق گفته های اخيرش با دانشجويان دانشگاه امام صادق. در نظام الهی عده ای هستند که انحصار طلبند، گروهی ديگر هست که دست اندازی به بیت المال مسلمين ميکند. او بدانشجويان ميگويد که " برادر كوچك شما تا قطع دست همه تجاوزگران و غاصبان به بيت المال تا آخر ايستاده است" وسپس میافزاید که عده ای هستند که تهمت مي‌زنند، دروغ مي‌گويند" که قيمتها رو بافزايش است و بحران زائی ميکنند. بانکها و بانکداران رباخوری کنند و گناه کبيره مرتکب شوند. او ميگوید مسئولین نظام در" لواسان و اوشون و فشم از بهترين و خوش آب و هواترين مناطق تهران است ده هزار متر دهزار مترويلا ساخته اند و دارند باغداری میکنند" او تاکید کند که " اول بايد گردن كلفتان داخل حاكميت را ادب كرد. از اين نمونه‌ها كم نيستند" ستمکارران بدون تردید در درون نظام اسلامیست. بدیهی است که "گردنکلفتی درخارج از نظام توانائی هستی ندارد.
همچنانکه ملاحظه ميشود ادبيات رياست جمهوری ادبيات الهی است نشان از عصمت امامت دارد. با فاسدان و ستمگران در درون نظام اعلام درگیری میکند و از قطع دست و پا و گردن آنها کوچکترين تردیدی بخود راه ندهد. باینترتیب نشانه هاهی مظلومیت در چهره پاک و مطهرش را براحتی میتوان مشاهده کرد، چهره ای که زهد و تقوی از آن ساطع است. آن هاله نورانی که دور شرش حلقه زده بود و جهانیان را بحیرت و تعجب واداشت. جائی برای چون وچرا در مقام امامت آقای احمدی نژاد نگذارد. بلحاظ شجاعت تنها او را ميتوان با امام سوم مقایسه نمود.چون او در مقابل بزرگترين قدرت جهانی استوار و محکم ایستاده است و در برابر حق و حقوق مردم حاضر بکوچکترین مصالحه و مذاکره نیست و تا ساختن بمب اتم حاضر نیست حتی یک قدم بعقب بگذارد. اتم اسلحه نهائی است. اسلحه ای است که با استفاده از آن میتوان قیامت را بر پاکرد. آیا این همان اسلحه ای نيست که امام زمان برای اجرای امیال الهی بدان نیاز دارد؟ آیا میتوان گفت که مبارزه بی امان رئیس جمهور احمدی نژاد در را کسب انرژی هسته ای، یک امر الهی نیست؟ انرژی هسته ای یک سلاح الهی است که صاحب زمان بدستش سپرده که آهسته و با صبر و تمحل بحسابرسی پرداخته مسفیدین را شناسائی و بمجازات رساند و دشمنان را سرکوب و نیست و نابود سازد.. مسلم است که کسی نتواند بنفی از انرژی هسته ای سخن گوید. که آنکه، نه گوید دشمن است و جاسوس و فسادکننده روی زمین و سزوار مرگ. امام خمینی با براه اندازی جنگ و خونریزی علیه صدام صدای هر مخالفی را در حلقوم خفه ساخت و سکوت را برقرار نمود آقای احمدی نژاد باچماق هسته انرژی بر فرق گردنکلفتان داخل نظام فرود میآورد و منتقدین و مخالفین را بسکوت و مصالحه وا میدارد.
او نیز همچون امام خمینی قصدپاک سازی قدس از اجنبیان یهود را داراست و رویای گسترش و توسعه نظام اسلامی و برقراری یک امپراتوری الهی را در سر میپروراند. و همچون وی پیشگوئی کرده است که خواه ناخواه دیر یا زود غاصبین یهودی از روی کره زمین ناپدید خواهند شد. و این را نيز برجهانیان آشکار ساخته است تا جهان بداند که قیامت در شرف وقوع است و شرایط دارد اماده ظهور میگردد.
با در نظر گرفتن این شباهتها که استوار است بر علم و منطق امام شناسی آیا کسی هست که باور کند که امام زمان در آقای احمدی نژاد حلول نکرده و او را بمقام امام چهاردهم منصوب نکرده است؟ تنها ابلهان هستند که بامامت آقای احمدی نژاد باور ندارند. با وجود آن هاله نورانی آیا میتوان از آقای رئیس جمهور احمدی نژاد بعنوان امام چهاردهم نام نبرد.
لازم است در خاتمه یک نکته مهم را خاطر نشان ساخت و آن این است که امام چهاردهم آخرین امام نیست و امام زمان تا قیامت در قالب مؤمنین دیگر نیز در آید.