رئیس جمهور:

تهدید و تحریک

 

سفرهای استانی از آغاز یکی از مهمترین برنامه های دولت آقای احمدی نژاد بوده است و کما کان نیز ادامه یافته است. این سفرها ظاهرا برای رسیدگی به اوضاع و احوال مردمی است که ممکن است بواسطه دوری از مرکز پیشرفت و ترقی ، از عمران و آبادی عقب افتاده باشند. اما هدف اصلی این سفرها را باید  در واقع آماده سازی شرایط دنیا برای ظهور امام عصر دانست که گویا قرار است در هزار مین سال تولدش از غیبت خروج نماید که یکی از همین سال ها ست. به هر استانی که آقای رئیس جمهور سفر میکند،  جمعیتی بزرگ از توده های مردم- که به سختی میتوان گفت که به رضای خود آمده و نه به هزینه و خرج  بیت المال که به سخنان آتشین و توفتده آقای رئیس جمهور گوش فرا دهند. در این سخنرانی ها آقای احمدی نژاد، پیوسته توانسته است خصوصیات استثنایی و مردم پسند خود را، خصوصیاتی که تنها میتوان در امامان مقدس یافت، به معرض نمایش و تحسین مردم قرار دهد. او خطابه های خود را با بی باکی و جسارتی بی نظیر ایراد میکند. او توفتده و برنده  میگوید و قدرتهای جهانی را به چالش میکشد. تهدید میکند و رجز میخواند. پیوسته آب پاکی را بدست همه ابر قدرت ها ی ضد بشِرِ دنیا پرستِ مادی کیش، ریخته و بآنها نهیب میزند که داد و فریاد بیفایده است و باید در برابر مردم ایران تسلیم شوند. که ایران همچنان با گامهای استوار بسوی کامل ساختن چرخه هسته ای گام های اساسی و نهایی را برداشته است و بزودی تولید صنعتی سوخت هسته ای را آغاز خواهد کرد.

 

متاسفانه دشمنان بشريت به حق خود قانع نيستند، اما بايد بدانند هر چه دست و پا بزنند و حنجره هاي خود را پاره کنند، مجبور خواهند شد که در برابر صفوف ملت ايران سر تسليم فرود بياورند و حق ايران را به رسميت بشناسند. با نشستن و برخاستن و تبليغات و فرياد زدن نمي توانند حقوق ايران را زير پا بگذارند. ملت ايران ده ها سال است که تصميم خود را گرفته و مصمم است که با تدبير و اقتدار در همه عرصه ها از حق خود دفاع کند. ايران عزيز هسته يي است و چرخه کامل سوخت هسته يي را در دست دارد و به زودي توليد صنعتي سوخت هسته يي را آغاز خواهد کرد و به فريادهاي پوچ و دنياطلب قدرتمندان توجه نخواهد داشت. ( اعتماد 14 دی 1386).

 

روشن است که سخنان آقای رئیس جمهور بیانگر این واقعیت است که دوران ولایت که با موج اول انقلاب آغاز گردید حال باظهور موج دوم انقلاب برهبری آقای احمدی نژاد، بپایان گرائیده و در آستانه دوران امامت قرار گرفته ایم. مقاومت، عزم و اراده راسخ در مواجه با قهر و قدرتهای دنیا پرست تنها میتواند یاد آور صحرای کربلا باشد. آقای احمدی نژاد قبل از هر چیزی یک مقلد با وفا ست. امام برای او الگوی نهائیست. در گیری کربلا قدمی بسوی قیامت بود. در گیری آقای رئیس جمهور نیز با قدرتهای بزرگ دنیا، گامی است استوار بسوی قیامت. قیامت زمانیست که حق بحق دار میرسد.  دشمن بشریت نابود شده، بساط ظلم و ستم برچیده میشود و عدل الهی برقرار میگردد. بی جهت نیست که هیچیک از مسائل داخلی برای آقای رئیس جمهور دارای اهمیت وافی نیستند. نه بیکاری جوانان، نه فساد و رانت خواری، نه اعتیاد و فحشا، نه رکود افتصادی و فرار سرمایه ها و مغزها، نه بحران کمبود بنزین و اساسا فرو ریزی زیربنای افتصادی کشور، نه افزایش فقر و محنت. او با کامل کردن چرخه سوخت در پی آن است که سلطه قدرتها بزرگ بر جهان را بپیان آورد. او به پیشواز مقابله با آنها میرود و آنها را دعوت بیک زور آزمائی میکند. او  واهمه ای از حربه های کشنده و ویران کننده  اما مادی ابرقدرتها ندارد. چرا که او با نیروی معنوی الهی برزم با دشمن  میپردازد. او بتقلید و تبعیت از امام خود حاظر است که تا آخرین قطره خون خود خونریزد تا رضای خدا تحصیل شده و بقیامت قدمی نزدیکتر شود. مسائل مادی زندگی چیز نیست که شهید زنده ای همچون ریاست جمهوری بآن توجهی داشته باشد. اندیشه به مادیات هرگز در شان او نیست.

 

وای بآن روزی که مردم امامت آقای احمدی نژاد  را باور کنند. نتوان آنها را سرزنش کرد اگر هم باور کنند و ایمان آورند که قیامت قرین شدن باسعادت است و رسیدن بآن  جزء آرمان وامال بشریست. در چنان صورتی باید هزینه آنرا با جنگ و ویرانی بپردازند. اما این توده های خوشباور از کدام منبع کسب آگاهی کنند؟ آیا تاکنون شنیده اید در مخالفت با برنامه های انرژی هسته ای کسی کلمه ای در نفی و انتقاد بزبان آورد؟ تنها میتوان در تایید و موافقت دهان گشود. در غیر آن،  جاسوس بیگانه هستی و خیانتکار و خائن در خدمت اجنبی. اتهاماتی که در هر دادگاهی در حکومت اسلامی خونت را مباح میسازد.

 

 مسلم است که کامل ساختن چرخه سوخت هسته ای درد عقب ماندگی ملت ایران را درمان نکند، اما گویا تنها داروی درد امامت آقای رئیس جمهور است. او رویای توسعه و گسترش قلمرو امامت و امپراتوری شیعه را در سر میپروراند. او از جانب مردمی سخن میراند که آنها را وادار بسکوت ساخته و از حق شنیدن آوای مخالف محرومشان ساخته است. البته وقتی آقای رئیس جمهوری در حضور آگاهان روشن نگر دانشگاه امیر کبیر قرار میگیرد با بیشرمی پای بگریز میگذارد. این بدان معناست که تنها در آزادی است و نبود ترس از تنبیه و مجازت در شکنجه گاههای نظام عدالت گستر اسلامی است، که ملت میتواند به بروز آورد آنچه هست و بزبان آورد آنچه می اندیشد.

 

اخیرا بعضی از تحلیلگران سیاسی حاظر شده اند در مناظره ایکه رادیوی نو تاسیس "گفتگو" که گفته میشود نزدیک بجبهه آیت اله خامنه ای است شرکت جویند مشروط بر آنکه مسولیت آنچه مورد بحث قرار میگیرد آن را  رادیو خود بعهده گیرد.

 

بنظر میرسد در شرایط کنونی تاخت و تاز ریاست جمهوری را کسی جلودار نیست. پیشروی تا شکست، البته یک پدیده الهی-فقاهتی است. گروگانهای آمریکائی بیش از 400 روز در زندان انقلابیون موج اول، نگاه داشته شدند. سپس آنها را بقیمت میلیاردها دلار از ثروت ملت ایران تقدیم دولت آمریکا نمودند. امام بزرگوارهشت سال جنگ را علیرغم پیشنهادات مکرر صلح همراه ارائه مبالغ هنگفتی بعنوان غرامت جنگی، ادامه داد. سرانجام وقتی به عدم توانائی خود برای ادامه جنگ بمنظور تسخیر قدس از راه کربلا آگاهی یافتند، حضرت امام خمینی اعتراف  کرد که زمان آن رسیده است که جام زهر را سر بکشد و قرار داد صلح را امضا کند. اما اگر بلحاظ تحکیم و تداوم قدرت بآن وقایع بنگریم میتوان آنها را بسیار عقلانی و سودمند خواند. بدون آن بحرانها بعید بنظر میرسد امروز شاهد جلوس امام چهاردهم در لباس آقای احمدی نژاد، بر اریکه قدرت باشیم. اکنون نیز آقای رئیس جمهور  دفاع از حقوق ملت بمنظور کامل ساختن چرخه سوخت انرژی هسته ای را بچماقی کوبنده تبدیل نموده و بیرحمانه کوبد بر سر آن فرد که نگوید و تکرار نکند آنچه امام احمدی نژاد گوید. هرچه او گوید حقیقت است و مطلق. در آن چون و چرائی نیست و نمیتواند باشد. بهمین دلیل نوای نفی و مقاومت را هرگز بگوش خود نشنوی. و باقصا نقاط کشور سفر کند که مردم را وا دارد که گویند هرچه او گوید.

 

حال اگر ملت بواقع باور کنند که سعادت و خوشی و پیشرفت نسل کنونی و نسلهای آینده در گرو صنعتی ساختن چرخه سوخت انرژی است. باید در همان راهی گام بردارند که مردم آلمان و ژاپن و ایتالیا گام برداشته اند. اول جوانان خود را باید ینیفورم پوشند بمیدان جنگ با کفار و مشرکین بفرستند، سپس خود وارد میدان مبارزه شوند. اگر ملت باور میکند آنچه حاکمان گویند، باید آماده باشند که هزینه آنرا نیز بپردازند.

 

اما آقای رئیس جمهور لحظه ای حاضر نیست بآن اندیشه کند که تحمیل قالبها و مقوله های دین بر سیاست در دنیای مدرن ممکن است که بازنده از میدان برون آید. او در شوق یک درگیری نظامی با غرب بسختی میسوزد. بهمین دلیل ادبیات و زبانش بطور روز افزونی تهدید کننده و بسیار تحریک آمیز گردیده است- همچنانکه در بالا  آمد. اما غرب درس خود را آموحته است. وارد جنگ فرساینده تحریم اقتصادی میشود. بنظر نمیرسد وعده هائی که آقای احمدی نژاد در باره جشن هسته ای بمردم ایران میدهد، غرب را هراسناک کرده باشد و به یکباره آرزوی آقای احمدی نژاد را با یک حمله نظامی بایران بر آورده ساخته و آن فرصت را برای وی فراهم آورند تا  همچون ناجی بشریت، پا بصحنه گذارده ودر راه برقراری  نظام عدل و عدالت اسلامی خود را شهید سازد.