باردیگر تجاوز
بحق و حقوق زن
بار
دیگر حجاب زنان، چکمه های بلند،
مانتوهای تنگ و چسبان و روسری
های باریک و کوتاه و یا استفاده
از کلاه بجای روسری و یا کاپشن
های کوتا بجای مانتو، نظم وانضباط
حکومت اسلامی و یا طرح امنیت
اجتماعی را که از تابستان شروع شده
بود، سخت با خطر فروپاشی روبرو ساخته
است. باردیگر پاسداران دین که شامل
زنان تعلیم دیده نیز میشوند،
بخیابانها ریخته، و "تعدادی
نیز در فصل زمستان در پیست
های اسکی اطراف شهر تهران
مستقر شده اند" تا خانمهائی که
هنجار شکن و ضد اخلاق تشخیص داده
میشوند، مورد تعقیب و
دستگیری قرار گیرند و بمقامات
قصائی تحویل داده شوند. این
خانمها بجرم بدحجابی میتوانند تا
50000 تومن جریمه نقدی و تا دو ماه به
حبس محکوم شوند. اگر جرم بدحجابی
خفیف تشخیص داده شود عکس آنها
بعنوان مجرم همراه تعهد و توبه نامه در
پرونده ای جنائی ضبط میگردد.
اما
از آنجائیکه وارد فصل باصطلاح
انتخابات میشویم، آقای رئیس
جمهور و یا بعبارتی که هوادارانش
مینامندش: موسای زمان،
ترجیح داده است که فعلا پیمودن راه
انبیا را معوق گذارده و مسئولیت
طرح امنیت اجتماعی و یا تجاور
به ابتدائی ترین حق و حقوق زنان
یعنی حق گزینش پوشش را بگردن
نگیرد. چون درست استکه زنان بدحجاب با
ظاهری فریبنده و هوس
انگیزبیرون میآیند و مردان
ایرانی را سخت احساساتی
کنند،اما قدرتمداری هوشمند حاضر
نیست آنها را از خود برنجاند و رای
آنها را نادیده بگیرد. آقای
رئیس جمهور، موسای زمان را
نباید دست کم گرفت.
او سرشار از هوش و ذکاوت سیاسی
است. شرکای وی را نیز نسخه
هائی از اصل باید دانست که
بخوبی میدانند که باد از چه
سویی میوزد.
سایت
بی بی سی گزارش میدهد که
آقای الهام سخنگوی دولت موسای
زمان"طرح امنیت اجتماعی را
مربوط به دولت ندانست و گفت این طرح
نباید <به پای آقای احمدی
نژادنوشته شود>. او همچنین در
یادداشتی که در یکی از
روزنامه های ایران منتشر شد این
نظر خو را با تفصیل بیشتر تکرار
کرد." همین سایت گزارش
میدهد که این اظهارات آقای
الهام با واکنش هائی از سوی
نیروی انتظامی و قوه قضائیه
مواجه شد.
فرمانده
نیروهای انتظامی ایران،
اسماعیل احمدی از سخنان آقای
الهام اظهارتعجب میکند و
میگوید که نمیداند "علت
انتقادات اخیر برادر الهام چیست؟"
حال آنکه آقای رئیس جمهور حداقل
در سه جلسه که
در باره طرح ارتقاء امنیت اجتماعی
برپا شده بوده است حضور داشته است.
اما
موضوع باینجا خاتمه پیدا نمی
یابد. گویا ماموران انتظامی در
حال ترک عادت و خوی دیرینه و
نهادین خود هستند
یعنی بله قربان گفتن و
تعظیم و تکریم کردن با
دستمالهای ابریشمی، بسادگی
و با چشمهای بسته و کور کورانه
باجرای فرامین فرمانده های خود
تن نمی دهند، که البته بخودی خود
تحولی بسیار شگفت انگیز است .
گویا این فرماندهان دیگر حاضر
نیستند خود را سپر بلای آقای
رئیس جمهور کنند. آقای مقدم که
یکی از معاونان سردار اسماعیل
احمدی است پا را فرا تر گذرارده،
آقای الهام سخنگوی دولت را ،
همانکه به آقای احمدی نژاد لقب موسای
زمان داده است، متهم بدو رویی و
ریاکاری میکند (البته بدون
این که این عبارات را بکار برد) و
اظهار داشته است اسناد و مدارکی
را بیرون خواهد داد که بوضوح
آشکار خواهد ساخت که آنچه
در پنهان میگذرد تفاوت
بسیاری دارد با آنچه که در
پیشگاه مردم بدان تظاهر میشود.
وی خاطر نشان ساخته است که: "در
صورتی که نیاز به انتشار اسناد و
اطلاعات مربوط به این همآهنگی ها
باشد، به زودی این کار خواهد شد تا
همه بدانند تفاوت مواضع علنی با آنچه
در نشست ها و مکاتبات اظهار مشود تا چه
اندازه است."
حتی
یکی از حقوق دانان شورای نگهبان
باظهارات آقای الهام و
سیاستکاری دولت اعتراض میکند و
اظهار داشته است که:
گفت
من مجبورم از برخی سیاسی کارها
ابراز تاسف کنم. چرا که در این چند
سالی که من در شورای نگهبان بوده
ام مشاهده کرده ام که در استانه
برگزاری هر انتخابات برخی افراد
برای جلب نظر مردم هر نوع مطالبی
را مطرح میکنند.
پیش
از اینها گفته ایم باز هم
میگوئیم: بنیان
حکومت دین بر اساس حجاب و یا اسارت
زن بر قرار گردیده است. اگر زن حجاب
خود از سر بر گیرد، موهای خود
افشان ساخته و رخ زییا و اندام خود
از دنیای پنهان چادر و چافچور که
انسانیت اورا پوشانده بیرون آورده
وآشکار سازد، حکومت دین در هم فرو
خواهد ریخت. حکومت دین نیزمردان
را همچون حیواناتی می پندارد که
با نظاره زیبائیهای طبیعی
زن به یکباره عنان اختیار از دست
داده، احساسات آتشین شان شراره برکشد
و چون درنده خویان زنان را مورد هجوم
و حمله قرار خواهند داد. در حکومت دین
نظم و انضباط اجتماعی ، تقوا و
پرهیزکاری زمانی بر قرار
میگردد که که زنان را همچون
حیواناتی وحشی بدام انداخته و
سرکوب و مهار ساخته مبادا که چکمه های
بلند و یا مانتوهای تنگ و کوتاهشان،
مردان را برانگیخته، سبب هرج و مرج
اجتماعی گردیده و جامعه را به خون
و آتش کشد.
تجاوز
به حق و حقوق زنان، دستگیری و
تعقیب آنانرا بیش از هر چیز
باید توهین وتحقیری بزرگ به
مردان مسلمان ایرانی دانست.
توسری برزنان را باید در درجه اول
توسری بر مردان و خواری و تحقیر
آنان دانست. چون مهار و سرکوب زنان تنها
باین معناست که در غیر انصورت مرد
مسلمان فاقد تاب و تحمل و توان
نگریستن به زنی است که وجود خود را
در پشت حجاب پنهان نساخته
است. در واقع با سرکوب زنان این مردان
ضعیف و حقیر و ناتوان هستند که
حکومت دین در پناه حفاظت و قیومت
خود قرار میدهد که گرفتار
نیروهای شیطانی نشوند.
متاسفانه
تعصب و کوراندیشی سبب شده است مرد
مسلمان باین توهین و حقارت تن بدهد
بدون آنکه خود از آن آگاهی داشته باشد.
چرا که بجای آنکه مرد مسلمان فریاد
برآورد که من انسانم و میتوانم بر
احساسات خود چیره شوم و به تعرض و
اعتراض علیه سرکوب زنان برخیزد دم
فرو می بندد و با رضایت سکوت
میکند. مردانگی و غیرت مرد
مسلمان به آنست که زنان خود را پنهان
سازند مباد که خواهش و تمنای درونی
برشان غلبه کند. مبادا که پیکر
زن عقل و خرد را از آنها برباید و
دیوانه وار آنها را وادار به اعمال
غیر انسانی کند.
در
تمدن اسلامی مردانگی و غیرت بآن
نیست که مرد مسلمان چشمان هرز خود را
پاک نگاه دارد و
بر احساسات لجام گسیخته اش چیره
شود و نفس سرکش خود را رام ساخته آرمش
بخشد. آیت اله ها و حجت الاسلامها به
مردان مسلمان آموزش خود داری و
امتناع نمیدهند که بر نیروهای
وسوسه انگیز و شیطانی درون غلبه
کنند، بلکه آموزش تعصب و غیرت
میدهند که زنان خود را پنهان سازند تا
مردان وسوسه نشده و از تقوا و
پرهیزکاری انحراف پیدا نکنند،
تا جامعه منضبط و اسلامی بماند.
جامعه
ایکه نظم و انضباط و امنیت
اجتماعی و اخلاقی آن بر اساس
تحمیل حجاب بر زن از طریق تنبیه
و مجازات تامین شود، آن جامعه و آن
تمدن و دینی که آنرا رواج دهد رو
بانحطاط نمیگذارد بلکه تا بیخ و بن
منحط است. جامعه ایکه بدلیل
سیاسی و یا دینی و یا هر
دلیل الهی دیگری بحق و حقوق
زن تجاوز میکند و بر او تحمیل کند
آنچه را که او نخواهد و نپذیرد تنها
بدان دلیل که سبب فساد و تباهی شود
و چنین کند چون که زن را ضعیف و
خوار و حقیر می پندارد، آن جامعه
محکوم به تاریکی و کوری،
پسروی و عقب ماندگی ست. این است
حرف روشنایی.