احمدی
نژاد
و
خصیصه
آری
گویی
آقای
احمدی نژاد، علیرغم ، توپ و تشرهاش
بقدرت های بزرگ، علیرغم گزافه
گویی هاش، خطابه ها و موعظه هاش که
در مرز مزاح و شوخی قرار دارد؛
و نیز علیرغم چهره و کابشن
چرکینش، دارای خصیصه ایست که
شاید برای ما ایرانیان با
سوابق تاریخی و فرهنگی که بارث
برده ایم زیاد تعجب آور و
بیگانه نباشد. و آن خصیصه
گماشتگی، خدمتکاری، و خاکساری،
آری گوئی، تبعیت و پیروی و
فرمانبرداریست. آری آقای
احمدی نژاد، سرسپرده و گماشته و
خاکپای ولایت فقیه است و بآنهم
افتخار میکند. آری او انگشت خود را
در بینی قدرتهای بزرگ فرو
میبرد، اما در بارگاه ولایت
فقیه حضور می یابد و بدست
بوسی شرفیاب میشود که مورد
تایید و تصدیق قرار گیرد.
نهاد های فرهنگی وابسته بحکومت
فقیه در سپاس خدمات آقای رئیس
جمهور در سفر خود بآمریکا، از جمله
دانشگاه تهران جشن گرفته و مدال شجاعت و
روشنفکر را بگردنش آویختند.
البته
شعارها و خطبه های آتشین آقای
رئیس جمهور، پوششی را برای
رفتارو کردار دون پای او، دست بوسی،
اطاعت وفرمانبرداری فراهم میآورد.
اما واقعیت آنست که
او کارگزار و خدمتگزار ولایت
فقیه است نه مردم و نسبت باوست که
مسئولیت دارد. گوید و کند هر آنچه
ولایت فقیه فرمایش کند. هرگز
"نه" بولایت فقیه نگوید.
این بدان معنا نیست که آقای
احمدی نژاد بشعارهای خود ایمان
ندارد و زبان خود را در خدمت بولایت
فقیه در کار گرفته است و هرآنچه
ایراد میکند کذب و دروغ است. آما
مهم است که بدانیم احمدی نژاد تا
زمانیکه آری گوی است و خود را
گماشته و خاکسار ولایت فقیه
میداند، چیسیتی و
کیستی او پنهان میماند. و
همچنین فرمانبری و فرمانبرداری
از ولایت فقیه همچون گماشته ای
وفا دار بدان معنا نیست که رئیس
جمهور دارای قدرت نیست. تمام منابع
و ثروت ملت تحت اختیار اوست. چه کسی،
چه گیرد و چگونه، از منابع مالی و
زیرزمینی گرفته تا شغل و منصب،
همه تصمیم اوست. البته این قدرت
منشعب است نه از مردم بلکه از ولایت
فقیه. نخست وزیر هویدا هم آری
گو بود، هم حمد گو و ستایشگر، اما
دارای قدرت هم بود. میتوانست که
امتیاز دهد و امتیاز ستاند،
هیئیت دولتی هم داشت و حکم و
دستور هم صادر میکرد. ما
ایرانیان از نوکران و گماشتگان
آری گو، حمد و ثنا گو در تاریخ کم
نداشته ایم.
بدشواری
میتوان ادعا نمود که پدیده آقای
رئیس جمهور، پدیده ایست خاص و
انفرادی، بدون اینکه ریشه ای
در فرهنگ سیاسی و دینی جامعه
ایران داشته باشد. آنچه کردار و رفتار
دون پایه ی احمدی نژاد را در
جامعه قابل تحمل میسازد آنست که
فرمانبرداری، اطاعت و آری
گویی خصائصی هستند مشترک و
اجتماعی. بعنوان مثال، در آری
گویی، مجلس شورای اسلامی
گوی سبقت را از احمدی نژاد می
رباید. در دوران خاتمی وقتی
مجلس اصلاحطلبان زمزمه نه گویی
براه انداخت، سیلی محکمی از
ولایت فقیه تحویل گرفت و دهان
خود را بست و سر اطاعت فرود آورد. نه
گویان مجلس را بدادگاه کشانده، رسوا
نموده و در سلولهای زندان استقرار
یافتند. کابینه دولت وتمام رده
های بالائی نهاد ها و سازمانهای
دولتی همه آری گوی هستند وگرنه
هرگز در سطح بالا قرار نمیگرفتند.
بعبارت
دیگر، پدیده احمدی نژاد،
پدیده ای غریب و بیگانه در
فرهنگ ما نیست. سرفرود آوردن، اطاعت و
فرمانبرداری و آری گویی از
راه دین درسرشت ما ایرانیان از
بدو تولد نهاده شده است. حرمت و احترام
در اطاعت و فرمانبرداری است، نه در
استقلال و خود مختاری، نه در حقیقت
جوئی بلکه تسلیم بآن حقیقتی
که ابدیست و داده شده است در کتاب
قرآن. پس بیاموزی که آری
گویی به تمام احکام دینی، از
غسل و وضو گرفته تا عبادت و ازدواج موقت.
بزبان دیگر آری گویی، اطاعت
و فرمانبرداری را باید بخشی از
عادات روزانه و یکی از خصائص
پسندیده در
جامعه دانست، بویژه در جامعه
دینی.
ممکن
است گفته شود که احمدی نژاد به
قیام عاشورا ایمان دارد و در شهادت
امام سخت بر سینه خود میکوبد، مثل
همه مردم ایران. اما سینه زدن و گل
بسر گرفتن در روز عاشورا نه تنها "نه
گویی" را نیآموزد بلکه آری
گویی را تقویت و تحکیم
میکند. امام الگوی تسلیم و
اطاعت در برابر احکام خدا است، البته
الگوی درخشانی نیست برای
انسانی که آفریننده است و
جوینده. وانگهی امام حسین
برعلیه یزید سر بشورش برنداشت
که نظام فرمانروائی و فرمانبرداری
را از میان بردارد. بلکه میخواست
که همان نظام را بگردش در آورد بر اساس
احکام الهی، بدون هیچ ابداع و
اختراع و تصرفی در آن، تسلیم و
اطاعت مطلق در برابر امیال خدا.
بعید بنظر میرسد از واقعه
عاشوری درسی جز درس تسلیم
طلبی در یافت کنی.
سایت
بی بی سی خبر از یک نظر
سنجی میدهد که بوسیله "مرکز
افکار سنجی دانشجویان،"
ایسپا انجام شده است. در این خبر
آمده است که:
طبق
یافته های این نظرسنجی،
ارزيابی پاسخگويان از عملکرد دولت
نهم (دولت محمود احمدی نژاد) در حفظ
ارزش های اسلامی و سیاست
خارجی مثبت، اما در مورد عدالت
اجتماعی، كنترل و مهار تورم، حفظ
آزادی های عمومی و در مجموع در
تحقق وعده های انتخاباتی منفی
بوده است (چهارشنبه 10اکتبر
2007).
بعبارت
دیگر، تا آنجا که تحکیم و تداوم
نظام فرمانبرداری و تسلیم و اطاعت
مطرح است آقای رئیس جمهور بسیار
به پیش رانده است، آنجا که باستقلال و
خود مختاری، تدبیر و ابتکار
نیاز داشته است تا بدرد و رنج و محنت
مردم رسیدگی کند، کم آورده است.
همچنانکه اشاره شد در فروبردن انگشت خود
در چشم قدرتهای بزرگ و سرکوب
آزادیهای فردی و اجتماعی با
موفقیت انجام و ظیفه نموده است،
وظیفه ای که البته و صد در صد مورد
تایید ولایت فقیه است. و
نیز سیاست غنی سازی
اورانیوم را صرفنظر از خطر جنگ و
تخریب و ویرانی بخوبی به
پیش برده است، ولی ماشین
تولید بنزین از نفس کشیدن باز
ایستاده است.
همین
سایت اضافه میکند که:
رييس
مركز افكارسنجی دانشجويان ايران،
همچنين در مورد انتخابات مجلس هشتم که
در چند ماه آینده برگزار خواهد شد گفت،
در آمار (نظرسنجی) پرداختيم به مساله
پيش بينی مردم از برنده شدن جريانات
كه با توجه به اين آمار، آقای
احمدی نژاد رتبه اول، غلامعلی
حدادعادل (رئیس فعلی مجلس) رتبه
دوم، اکبر هاشمی رفسنجانی رتبه
سوم، محمد خاتمی (رئیس جمهور سابق)
رتبه چهارم و مهدی كروبی رتبه پنجم
شده است. (چهارشنبه 10اکتبر
2007).
آری
همه قرائن حاکی از آن است که مردم،
آقای احمد نژاد را بعنوان رئیس
جمهور بر خواهند گزید. در چنین
صورتی این واقعیت بیان
میشود که هنوز آری گویی و
اطاعت و فرمانبرداری، خصائصی زشت
و ناپسند بیانگر دون پایگی و
دون صفتی محسوب نشود. تنها آری
گوی میتواند بآری گوی رای
دهد. این
خصیصه را نه تنها زشت و دون شان انسان
نمیدانیم، در فرهنگ خود بويژه
فرهنگی دینی خود مورد ستایش
و پسندیده خداوند می پنداریم.
تا زمانیکه آری گویی،
حمد و ثنا و فرمانروائی و
فرمانبرداری اساس
نظم و انظباط جامعه دینی است، ظهور
احمدی نژادهای بسیاری را
باید انتظار داشت. این است حرف
روشنایی.