آقای رئیس جمهور، اینبار پا
را نباید روی حق گذاشت. در برنامه «گفتگو
با مردم» که در یکشنبه شب، دوم
تیرماه، شب سومین سالگرد موج دوم
انقلاب که سوار بر دوش ش بقدرت
رسیدید، واقعاً گل کاشتید.
سخنان شما گذشته از این که
شیرین و دلنشین بود، بیانگر
درایت و لیاقت، تدبیر و هوش و
ذکاوت سرشار شما نیز بود. گفتار شما
همه حکایت میکرد از کفایت و
اعتماد به نفسی که بخود دارید. در
آنچه خطاب به مشاور خود آقای کلهر
میگفتید نشان میداد که ناله
های مردم بگوش تان رسیده است. خوب
فهمیده اید که از چه چیز رنج
میبرند و چقدر عمیقا درد شان را
احساس میکنید.
البته هنوز
هستند
بسیاری که
به نیات
شما مظنون
هستند و
بعضا حتی
با تمسخر
به شما می
نگرند و
حرفهای
شما را
مایه جک
های جدید،
میکنند.
بعضی دیگر
تا آنجا
پیش
میروند کهمیگویند
علیرغم
داشتن
مدرک
دکترا شما
بیشتر به
جارو کشها
میزنید.
شاید اگر
دست امام
زمان تو
کار نبود
لابد
شایستگی
شغل جارو
کشی را هم
نداشتید.
شاید تهران
امروز را
باین دلیل
توقیف
مادام
العمر
کردید که
گفته بود
شما
بعنوان
شهردار
تهران با
داشتن
مدرک
دکترا در
رشته
ترافیک به
احداث منو
ریل( در
صادقیه
تهران) که
یک وسیله
نقلیه
تفریحی و
مخصوص
اماکنی
مثل باغ
وحشو
شهر بازی
ست، دست
زدید.
معلوم است
که خیلی به
شما بر
خورده است،
بخصوصاگر از
طرف رقیب
قدرت آقای
قالیباف
شلیک شده
باشد.
البته
ممکن است
که بطور
کلی مقاله
ی تهران
امروز تحت
عنوان « بیپولی در
دوران پر
پولی» که
مطالعه ای
بوده ست در
کارکرد
اقتصادی
شما، کاسه
صبر تان را
لبریز
ساخته،
تحمل تان
را چنان
بسر برده
بوده است
که بدون
توجه به بی
نان و آب
ساختن
بسیاری از
کار کنان
روزنامه و
چاپ خانه و
افزودن بر
خیل بیکار
ان، دستور
مهر و موم
کردن تهران
امروز را
صادر
نمودید.
میدانید،
آقای رئیس
جمهور،
تحمل کم،
نداشتن
ظرفیت
برای بر
تابیدن
انتقاد و
هر نیشی هر
چقدر کوچک
و ناچیز را
یک اهانت
بزرگ و نا
بخشودنی
شمردن از
جمله
نشانه های
طبع
دیکتاتوری
ست. علیرغم
ظاهر
چرکین و
خاکی شما،
علیرغم
کابشن
پوسیده ای
که به تن
دارید،
علیرغم
لبخندی که
تا بنا گوش
تان میدود
و دستی که
به سینه
میبرید و
خود را تا
نیمه به
نشان
چاکری و
فروتنی و
صلح جویی
انحنا
میدهید،
همه
بیانگر
فرمانروایی
ست.
آیا آخر
زمان فرا
رسیده است؟
آیا به روز
نهایی، به
قیامت و
روز
حسابرسی
نزدیک شده
ایم؟ اگر
به رئیس
جمهور
عزیزمان
خوب گوش
فرا دهیم،
پاسخ باین
سوال بدون
شک یک آری
بزرگ است.
چرا که او
همین چندی
پیش به ملت
یاد آوری
نمود که (نقل
به مضمون)
خیال
نکنید
امام زمان
در یک گو شه
ای نشسته
است و بی سر
و صدا
زندگی
میکند و
بکار کسی
کاری
ندارد. این
یک اشتباه
بزرگ است.
امام زمان
است که جهان
را مدیریت
میکند.
جهان بدون
مدیریت خود
بخود که
بگردش در
نمیآید.
اگر امام
نباشد،
هستی بهم
میریزد.
ساده
لوحان بر
این
باورند که
آمریکایی
ها در پی
نفت و ثروت
باین طرف
دنیا لشگر
کشیده اند.
نمیدانند
که این
ظاهر
جریان است.
باطن این
عمل آن است
که
آمریکایی
ها خبر دار
شده اند
میدانند
که دست
الهی در
این منطقه
بیرون
آمده است و
بزودی نظم
الهی را بر
سراسر
جهان حاکم
خواهد
نمود.
اخیرا
سخنان
جالبی و
قشنگی از
دهان
زیبای تان
به بیرون
می جهد.
مطمئنم که
به دل
مردمی که
در زیر
مهمیز
استبداد
دین به
اسارت و
بندگی
کشیده شده
اند، می
نشیند. این
نگارنده
خود را یکی
از
شیفتگان
شما
میداند و
سالهاست
که به
گفتار شما
توجهی خاص
دارد.
سخنانی که
در باره
دموکراسی
و آزاد
گزاردن
مردم که در
روز چهار
شنبه در 29
خرداد در
همایشدولت،
نظام
اداری و
چشم انداز،
ایراد
کردید،
البته بیش
از همیشه
نظر حقیر
را بخود
جلب کرده
است. بدون
تعارف و
چاپلوسی
باید
بگویم که
نقص نداشت.
بهتر از
این حقایق
را در باره
آزادی و
دموکراسی
نمتوان
ایراد
نمود. شما
یکی از
رهبران
حکومت دین
بوده اید
که تیرش
همیشه توی
خال خورده
است. هیچ یک
از آیت
الله ها و
یا حجت الا
سلام ها
هرگز
آنقدر تند
و تیز
شاخکهایش
بوزیدن
باد مثل
مال شما
بارتعاش
در نیامده
است. هم
اکنون نیز
خوب تشخیص
داده اید
که باد از
کدام طرف
میوزد. این
نگارنده
از روی
علاقه
خاصی که
نسبت به
جنابعالی
دارد، دعا
میکند که
مردم حرف
شما را
باور کنند.
کیست که
بتواند با
شما موافق
نباشد و
پای منبر
شما بسر و
سینه خود
تا جان
دارد
نکوبد
وقتی که
میگوییددامه
مطلب:
در روز شنبه
سیزدهم
خرداد سال 1368
زمانیکه
امام دار
فانی را
وداع گفت،
کشور
سراسر غرق
در سیاه شد.
حزن و
اندوه بر
دلها
مستولی و
شیون و
زاری آغاز
گردید.
شیفتگان
امام به
کوچه و
خیابان ها
ریختند و
بعادت
معمول سخت
بخود زنی و
عزا و شیون
و زاری
پرداختند.
در این
سوگواری
میلیونها
مردم ناله
سر دادند
که : خانه
بی سر پرست
و ملت بی
پدر شد،
بدون تو ای
پدر ملت
خاک بر سر
شد.
آری این درد
جانسوز،
درد یتیمی،
درد صغیری،
درد بی کسیو درد
بدبختی
بود که ملت
را عمیقا
رنج و عذاب
میداد.
ملتی که پس
از دو هزار
و پانصد
سال تاریخ
هنوز به
رشد و بلوغ
نرسیده و
همچون
کودکی
نیازمند
سرپرستی
پدر است
باید هم که
در مرگپدر شیون
و زاری
مینمود و
خاک بر سر
خود می
ریخت. چرا
که امنیت و
آسایشی را
که در زیر
سایه و در
آغوش پدر
احساس
میکرد از
دست رفته
می دید. با
مرگ پدر
ناگهان
آینده در
پیشگاه
ملت تیره و
تار شده
بود. هراس و
وحشت،
نگرانی و
اضطراب
سرا پایش
را فرا
گرفته بود.
چرا که ملت
هنوزخود را
مستقل و
خود مختار
و بی نیاز
از سر
پرستی
احساس
نمیکرد.ادامه
مطلب
بدر
ستی معلوم
نيست که
آیا پروژه
بنای
جامعه
اسلامی به
پایان
آمده است و
یا هنوز
ادامه
دارد؟ اما
تفاوت در
چیست اگر
پاسخ مثبت
و یا منفی
دهیم. چرا
که در گذار
از جامعه
شاهی به
جامعه
اسلامی
اگر
تفاوتی
مشهود است
در ظاهر
است و ظاهر
سازی، در
دینداری
است و دین
فروشی، نه
در
استقلال و آزادی.
و گرنه هم
استثمار
است و هم
استعمار،
هم حاکم
است و هم
محکوم ، هم
غنی است و
هم فقیر،
هم جانی
است و هم
جنایتکار،
هم فساد
است و هم
فحشا، هم
تباهی است
و هم
انحطاط.
براستی
چیست وجه
تمایز بین
حکومت
معصوم
مظلوم با
حکومت
ظالمملعون؟ ادامه
مطلب
تا
کی باید...
هر
روز که بر
طول عمر
حکومت
فقاهت
افزوده
میشود،
بآن لحظه
سرنوشت
ساز
نزدیکتر
میشویم،
آن لحظه که
باید از
خود
بپرسیم:
چیست
ضرورت
فقاهت و تا
کی باید
ادامه
یابد
حکومت
ولایت؟
کجاست در
جامعه آن
جایگاه در
خور فقاهت؟
باید
اعتراف
کرد که
ارجح است
آن جامعه
که بدون
فقیه است و
فقاهت،
آزاد است
از بند
احکام و
سنت، از
آئین
تسلیم و
اطاعت و
تقلید و
تبعیت،
یعنی رها
یافته است
جامعه از
بندگی و
اسارت. اگر
مخلوق را
رابطه
ایست با
خالق،
بگذار
رابطه ای
باشد
مستقیم و
بدون
وساطت. چه
نیازی ست
به
فقاهت؟ادامه
مطلب
رئیس
جمهور پر
قدرت
ایران، موسای
زمان و آن
که
فرعونیان
نشسته در
غرب را
دچار تب و
لرز کرده
است، در
آخرین
سخنرانی
خود در قم، مرکز
دینداران
حرفه ای از
مردم
ایران
بابت
گرانی و
بیکاری که
پشت خمیده
مردم را
خمیده تر
کرده است
پوزش و عذر
خواهی کرد.
اما بار
دیگر دست
به مظلوم
سازی خود
زد تا
شیفتگان
امام عج را
همواره در
فریب و
رویا نگاه
دارد.ادامه
مطلب
سپانلو
را سپاس که
مرد امروز
را مرد
همیشه
نامید. اما
کیست این
مرد که مرد
همیشه،
مرد دیروز،
مرد امروز،
و مرد
فراست؟
کیست این
مرد بی
زمان، این
مرد فنا
ناپذیر،
مردی که
فراسوی
تاریخ است؟
مرد
امروز
مردی ست که
میگوید و
بی مهابا
میگوید و
از گفتن
هراس
ندارد. مرد
امروز،
مردی ست که
عفریته
سانسور را -
عفریته ای
که مردان
امروز را
خوار و
زبون
ساخته است-
در درون
خود کشته
است. مرد
امروز تحت
هیچ
شرایطی
بسکوت تن
در نمیدهد.
اما
نمیگوید
که از سکوت
اجتناب
ورزد. او
میگوید که
بارگاه
دین و قدرت
را متزلزل
ساخته و
لرزه بر
بیخ و بن ش
افکند. او
میگوید که
بنیان نظم
فرمانروایی
و
فرمانبرداری
را در هم
فرو ریزد.
وقتی
میگوید،
هرگز چیزی
جز حقیقت
نگوید.
اینست که
وقتی
میگوید،
حقیقت
زمان را
فریاد
میزند و
طوفان بر
پا میکند.ادامه
مطلب
اخیرا
آقای دکتر
سروش متهم
شده است که
"نزول
قرآن را از
جانب خدا
انکار
کرده و
آنرا کلام
بشری
خوانده
است." این
تهمت را
یکی از آیت
الله ها
بنام آقای
سبحانی به
دکتر سروش
وارد
ساخته و
خاطر نشان
نموده است
که گویا عواملی
در کار ست و
از آقای
سروش بهره
کشی می
کنند. هم
چنانکه
رسم و عادت
زاهدان
پاکدامن
است، آیت
الله
سبحانی
نیز روشن
نمی کند
منظور شان
از عواملی
در کارست
چیست و یا
آقای سروش
مورد بهره
کشی چه
شخصی، یا
نهادی و یا
کشوری
قرار
گرفته است.
"
جمهوری
اسلامی
ماموریتی
جز زمینه
سازی برای
ظهور امام
زمان(عچ)
ندارد."
روزنامه
اعتماد
گزارش
میدهد که "
این جمله
ایست که «
محمود
احمدی
نژاد » روز
گذشته ( 7
اسفند) به
عنوان
چهره مدعو
در سومین
اجلاس
دوره
چهارم
مجلس
خبرگان
رهبری
عنوان کرد."
سپس
آقای رئیس
جمهور در
ادامه با
تاکید
فراوان
اضافه می
نماید که:
جمهوري
اسلامي
ماموريتي
جز پيگيري
اين موضوع
ندارد.
امام،
امام است؛
چه نشسته
باشد، چه
در حال
قيام، چه
حاکم باشد
و چه در
حاکميت
نباشد؛
امام
واسطه فيض
الهي است و
اوضاع
جاري جهان
را مديريت
مي کند و
اگر وجود
مبارک او
نبود نه
تنها
امروز
کوچک ترين
اثري از
ايمان و
خداپرستي
در جهان
نمي ماند
بلکه ديگر
جهاني
براي
حکومت نيز
باقي نبود.»
ادامه
مطلب
زندگی
برای
ایرانی بن
بستی است
تاریک که
از آن
گریزی
نیست.
رهایی در
چشم انداز
او نیست و
بآنچه
میتواند
باشد و یا
باید باشد
اندیشه
نمیکند.
گذران
زندگی
روزمره
مجالی به
اندیشیدن
ندهد. گیج و
حیران و
منتظر است.
دردها،
رنجها و
تلخی های
زندگی را
به درون
خود فرو می
برد و روی
دل تلنبار
میکند. بغض
گلویش را
گرفته است.
اندوهناک
و افسرده
است. خود را
فقیر و
ضعیف و
ناتوان
احساس
میکند.
علیرغم
ادعا و بوق
و کرنای
رژیم مبنی
بر
پیشرفتهای
شگفت
انگیز در
علم و صنعت،
بویژه فن
آوری هسته
ای، حالت
بیماری را
دارد که از
بروز ناله
خود داری
میکند،
مبادا که
خود را
بشکند.ادامه
مطلب
در دین
اسلام،
انسان
بنده و یا
عبد خداست.
نیست
مسلمانی
که این
حقیقت را
نشناسد و
بدان
اعتراف
نکند. در
اسلام
انسان
بنده بدنیا
میآید و
بنده و عبد
و عبید جان
بجان
آفرین
تسلیم
میکند.
مسلمان
خدای خود
را خوب می
شناسد.
میداند که
او کیست،
به قدرت،
دانایی وتوانایی
او آگاه
است. او
میداند چه
چیز به
پسند
خداوند
است و از چه
چیز او
بیزار است.
بخوبی
آگاه است
که خدا وند
اطاعت و
بندگی از
اوامر و
امیا لش را
پاداش
میدهد و
سرپیچی و
نه گوئی را
سخت تنبیه
و مجازات
میکند و از
درگاه
خودش
میراند. آن
انسانی که
به بندگی
در برابر
خداوند،بیشترایمان
و باور
دارد، و
بطور
یومیه
احکام
بندگی
ازغسل و
طهارت
گرفته تا
وضو و
برگزاری
نماز را به
انجام
رساند ،
حمد او
گوید،
پیشانی بر
زمین
ساییده و
در نهایتتسلیم و
اطاعت از
او
بخواهند
که او را
براه راست
هدایت کند،
خیر خواهد
دید و در
آخرت
پاداش
دریافت
خواهد کرد.
انقلابی
که در
ایران در
اواخر
سالهای
پنجاه به
وقوع
پیوست و هم
اکنون سال
روزش را
جشن
میگیرند و
بر طبل
پیروزی
میکوبند،
در آغاز
جنبشی بود
سیاسی در
سوی
انقراض
نظام
استبداد
شاهی. این
جنبش
بسیاری از
گروهها،
دستجات،
گرایشهاایدئولوژیها
را در بر
میگرفت.
مقاومت در
برابر خشم
و خشونت
قدرت مورد
شک و تردید
و چون و چرا
نبود.
هواداران
نظام شاهی
را یا خواب
ربوده بود
و یا در
لانه های
خود خزیده،
سکوت و
خاموشی
گزیده
بودند. اما
طولی
نکشید که
آیت اله ها
و حجت
الاسلام
ها برهبری
آیت اله
خمینی بر
جنبش مردم
سلطه
افکند و
کنترل
انحصاری
خود را بر
آن تحمیل
نمود. با
ایجاد ترس
و وحشت از
آزادی و
آزادیخواهی
و مشارکت
مردم در
جنبشهای
سیاسی ،
آیت اله ها
و حجت
الاسلام
ها و یا
دینداران
حرفه ای
شور و
جوششی در
بر قراری
حکومت دین
بپا
نمودند.
این شور و
جوشش را
دینداران
حرفه ای در
مراسم
عبادت و
نیایش یا
مراسم
بازگشت به
سنت و
احیای
افسانه ها
و اسطوره
های رسالت
و امامت بر
پا
میکردند.
شورید گان
را دیگر نه
چشمی ماند
و نه عقلی.
چرا که
برای
بازگشت به
سنت، رسم و
رسوم
دیرینه نه
به نیروی
بینایی
نیازمند
بودند و نه
به ابزار
دانایی.
ادامه
مطلب
احراز
صلاحیت:التزام
عملی
باسلام
و یا بنظام
الهی
ارباب-رعیتی؟ تردید
نباید
داشت که
اگر حفظ
آبرو و
اعتبار در
انظار
جهانیان
مطرح نبود،
اگر فقها و
آیت اله ها
میتوانستند
در دعوی
خود مبنی
بر برتری
حکومت
اسلامی و
سازگاری
آن با نظام
دموکراسی
و شرایط
موجود صرف
نظر از
زمان و
مکان
تخفیف می
دادند،
بطور کلی
خود را از
شر و درد سر
انتخابات
راحت
میکردند.
بعبارت
دیگر
انتخابات
در نظام
ولایتی –
فقاهتی
چیزی جز
ظاهر سازی
نیست. نه
تنها
انتخابات
بلکه آن
نهاد هایی
که ضرورتا
در نتیجه
انتخابات
پا به عرصه
وجود
میگذارند،
مثل
نهادهای
قانون
اساسی،
جمهوری و
مجلس شورا
و تفکیک
قوا، همه
در خدمت
تجلی نظام
استبداد
سنتی به
صورتی
مدرن و
دموکرات و
یا مردم
سالار است.
یعنیانتخابات
پوششی بیش
نیست بر
ماهیت
نظام
ولایتی –
فقاهتی که
در اصل
حکومت
مطلقه آیت
اله و حجت
الاسلام
ها ست.
ادامه
مطلب